تبليغاتX
گالری عکس علم و طبیعت
طبیعت_کوهستان

+ ثبت شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 12:8  توسط محمد مهدی میزانیان  | 

به نام دوست

 

دوست صمیمی من

 

          داشتن یک دوست صمیمی ، در زندگی انسان خیلی مهم است. خیلی وقت ها یک دوست بهتر از دیگران می تواند در زندگی به ما کمک کند. یک راهنمایی دوستانه ، یک نصیحت خیرخواهانه ، می تواند باعث شود تا ما کارهای خوب انجام دهیم و اشتباه نکنیم.

         من یک دوست صمیمی دارم که هر وقت بخواهم می توانم با او حرف بزنم و راز دلم را به او بگویم. راستش را بخواهیـد هر کسی حرف هایی برای گفتن دارد که می خواهد آن حرف ها را برای نزدیک ترین دوستش بگوید. دوست من کارهای زیادی برایم انجام داده است. من هم به خاطر این همه خوبی او ، وظیفه دارم که از او تشکر کنم. دوست من همیشه در دسترس من است. بهتر است بگویم او قوی ترین وسیله ی ارتباطی را در اختیار من قرار داده است ، تا بتوانم هر وقت و هر جا با او در تماس باشم. او هیچ وقت حرف های مرا به دیگران نمی گوید. او کاملاً قابل اعتماد است. اگر اشتباهی از من سر بزند ، از او معذرت خواهی می کنم و او هم معذرت خواهی مرا می پذیرد. او هیچ وقت با من بدرفتاری نمی کند. من به این دوست خیلی احتیاج دارم. هر وقت مشکلی برایم پیش می آید ، مشکلم را به او  می گویم ، او به من کمک می کند و من هنگام ارتباط با او ، احساس آرامش می کنم. البته او هم حرف های زیادی با من دارد. او برای این که من ، کار بدی انجام ندهم و همیشه درستکار باشم ، دستوراتی به من داده است. من این دستورات را مطالعه می کنم تا کارهای خوب و بد را بشناسم. من به دوستم کاملاً ایمان دارم و می دانم که حرف ها و دستورات او خیرخواهانه است. من با انجام دستورات او احساس خوشبختی می کنم.

          من هنگام حرف زدن با او ، از او به بزرگی یاد می کنم و نام مقدس او را به زبان می آورم. از او تشکر می کنم و سپاسگزاری را مخصوص او می دانم. او را بخشنده و مهربان صدا می زنم ، به یاد روز قیامت در جهان آخرت می افتم تا گناه نکنم. من فقط بنده ی او هستم و فقط از او کمک می خواهم. از او می خواهم تا مرا به راه راست هدایت کند ، یعنی راه کسانی که با کمک او صاحب نعمت شدند. از او می خواهم که مرا از راه کسانی که کارهای بد انجام دادند و گمراه شدند ، دور کند.            با این توضیحات حتماً متوجه شده اید که دوست من کیست و ارتباط من با او چگونه است. خدا دوست بندگان نیکوکار است و ما نیز اگر نیکوکار باشیم می توانیم دوست او باشیم و با خواندن نماز ، ارتباط خود را با او محکم کنیم.

  نماز نقش بسیار زیادی در ساختن شخصیت نوجوانان و جوانان دارد. به قول امام خمینی « نماز کارخانه ی انسان سازی است. » نوجوانی که نماز می خواند هر کاری را انجام نمی دهد ، هر غذایی را نمی خورد و با هر کسی دوست نمی شود. نماز ، انسان را از کار زشت باز می دارد. نوجوانی که اهل نماز است به خود اجازه نمی دهد که حرف زشت بزند و به دیگران توهین کند. به حلال و حرام توجه می کند و به عبارت ساده تر ، نماز تربیت کننده ی انسان است. نوجوان اهل نماز ، با پدر و مادر خود مهربان است و از آنان اطاعت می کند. اگر کسی از نوجوانی اهل نماز بشود ، ایمانش به خدا قوی تر می شود و روح و روانش با یاد خدا آرام می گیرد.  یاد خدا باعث آرامش قلب است. این مطلبی است که در قرآن آمده است. انسان مسلمان با خواندن نماز به یاد خدا می افتد و هنگامی که به یاد خدا می افتد ، به آرامش می رسد. انسان در طی زندگی خود دچار مشکلاتی می شود و این مشکلات ، او را ناراحت می کنند و آرامش او را به هم می زنند. وقتی انسان در این موارد به یاد خدا می افتد و عظمت او را درک می کند ، آرام می گیرد.

         پیامبر اسلام (ص) درباره ی جوانان فرمود: به شماها درباره ی جوانان به نیکی سفارش می کنم که آن ها دلی رقیق تر و قلبی فضیلت پذیرتر دارند. خداوند مرا به پیامبری برانگیخت تا مردم را به رحمت الهی بشارت دهم  و از عذابش بترسانم. جوانان سخنان مرا پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند ، ولی پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند. » سپس به آیه ای از قرآن اشاره کرد و درباره ی مردم کهن سال و پیر که مدت زندگی آنان به درازا کشیده و دچار سنگ دلی شدند ، سخن گفت.

           بسیاری از مشکلاتی که برای یک انسان در زندگی پیش می آید ، با یاد خدا قابل تحمل می شود. کسی می تواند اهل یاد خدا باشد که اهل نماز باشد. نماز ثابت می کند که ما چقدر به یاد خدا هستیم. خواندن نماز در اول وقت ، ثابت می کند که ما چقدر به خدا اهمیت می دهیم. ما باید نماز را فقط به خاطر خدا بخوانیم. اگر در خانه ، تنها هستید و نمازتان را در اول وقت می خوانید ، امیدوار باشید که نمازتان را برای خدا    می خوانید. اگر نماز را برای این می خوانید که دیگران ، شما را ببینند ، می فهمید که نماز شما ، اثر نماز واقعی را ندارد و یک نماز واقعی نیست. اگر نماز فقط برای خدا خوانده شود و انسان در هنگام نماز حضور قلب داشته باشد و بداند که در مقابل چه عظمتی سر سجده بر زمین می گذارد و انسان درستکاری باشد ، به نماز واقعی نزدیک شده است.

          خواندن نماز ، باعث رشد روحی و معنوی انسان می شود. خدا به نماز خواندن ما هیچ نیازی ندارد ، و این ما هستیم که به خواندن نماز احتیاج داریم.

          برای خواندن نماز هیچ عذر و بهانه ای پذیرفته نیست. روز قیامت هیچ عذر و بهانه ای را از انسان نمی پذیرند و نماز اولین چیزی است که از انسان سؤال می شود. حتی اگر پدر و مادر یک نوجوان ، اهل نماز نباشند ، وظیفه ی فرزند ، احترام به پدر و مادر و خواندن نماز است. اگر از رفتار برخی از نمازگزاران ناراحت شده اید ، این باعث دوری شما از نماز نشود. هر شخصی ، مسؤول کارهای خودش است.

          حضرت علی (ع) می فرماید: « خدا را در نظر بگیرید ، خدا را در نظر بگیرید در توجه به نماز! چون نماز ستون دین شماست. »

امام باقر (علیه السلام) می فرماید: « نمازت را سبک نشمار ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام مرگش فرمود: هرکس نماز را سبک شمارد ، از من نیست.» رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: « نماز خود را ضایع نکنید که ضایع کننده ی نماز با قارون و هامان محشور می شود و بر خداوند لازم است که او را همراه منافقان وارد آتش کند. » خواندن نماز آنقدر اهمیت دارد که امام حسین (ع) در روز عاشورا نماز را به جماعت خواندند. به هر حال بیشترین سفارش در آیات و احادیث پیامبر (ص) و امامان (ع) سفارش خواندن نماز است. در تمام دین ها نماز به شکل های مختلف وجود داشته است. حضرت ابراهیم (ع) به نقل از قرآن می گوید: « پروردگارا! من زن و فرزند خود را در بیابانی خشک و سوزان در کنار خانه ی تو قرار دادم. پروردگارا! برای این که نماز به پای دارند. » و در جای دیگری چنین می گوید: « پروردگارا! من و فرزندانم را برپا دارنده ی نماز قرار ده و درخواست مرا به پیشگاه لطف و عنایتت بپذیر! »

                   خداوند بزرگ نیز در قرآن درباره ی این مطلب چنین می گوید: « ما به ابراهيم ، اسحاق و فرزند زاده اش يعقوب را عطا کرديم و همه را صالح و شايسته و لايق مقام نبوت قرار داديم ، و آنان را به پيشوايى خلق برگزيديم تا مردم را به امر ما هدايت کنند ، و هر کار نيکو از انواع عبادات و خيرات مخصوصاً اقامه ى نماز و اداى زكات را به آنان وحى كرديم ، و اينان براى ما بندگان سر به فرمان بودند. »

          لقمان حکیم نیز در سفارشی به فرزندش به نقل از قرآن می گوید: « اى پسرم ! نماز را به پاى دار و اقدام به امر به معروف و نهى از منكر کن و در برابر حوادث بردبار و صبور باش ، كه تحمل و صبر در راه ارشاد مردم نشانه اى از عزم ثابت مردم بلند همّت است.»

          داستان حضرت عيسى (ع) و مادرش مريم كه داراى مقام عصمت و طهارت بود ، از عجايب روزگار است. خداوند مهربان براى نشان دادن قدرت خود ، و براى عبرت ديگران و در جهت هدايت امتها به طور مكرر به واقعه ى بزرگ اين پسر و مادرش در قرآن مجيد اشاره فرموده است .

          از عجايب زندگی حضرت عيسى سخن گفتن او در گهواره پس از چند ساعت از تولدش است كه در آن گفتار ، حقايقی را براى مردم بازگو كرد و به خصوص به اين معنا اشاره فرمود كه من مأمور به نمازم :

* ( قالَ اِنّى عَبْدُاللّهِ اتانِىَ الْكِتابَ وَ جَعَلْنى نَبِيّاً * وَ جَعَلَنى مُبارَكاً اَيْنَما كُنْتُ وَ اَوْصانى بِالصَّلوةِ وَ الزَكوةِ ما دُمْتُ حَيَّاً * وَ بَرّاً بِوالِدَتى وَ لَمْ يَجْعَلَنى جَبّاراً شَقِيّاً * وَ السَّلامُ عَلى يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ اَمُوتُ وَ يَوْمَ اُبْعَثُ حَيّاً )

عيسى در گهواره گفت : همانا من بنده ى خدايم ، به من كتاب آسمانى عنايت شده و به شرف نبوّت آراسته ام و هر كجا باشم براى جهانيان مايه ى بركت و رحمتم . من تا زنده ام دستو دارم نماز را به پاى دارم و زكات مال بپردازم . من مأمورم به مادر نيكى كنم و از شقاوت دورم . سلام حق بر من روزى كه به دنيا آمدم و روزى كه مى ميرم و روزى كه در قيامت مبعوث مى شوم . .

نماز با این که بر کودکان واجب نیست ولی به خاطر ارزش و اهمیتی که دارد ، امامان معصوم (ع) دستور می داند که فرزندتان را از شش – هفت سالگی به جهان نماز ببرید و آنان را تشویق کنید. 

 

 

+ ثبت شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 17:42  توسط محمد مهدی میزانیان  |